المحقق السبزواري
160
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
فصل ششم : در نقل بعضى حكايات تائبان حكايت [ اوّل ] از ثعلبهء انصارى رحمه اللّه نقل كردهاند كه ، هرگاه حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و إله عزيمت غزوى فرمودى ، ميان دو تن از صحابه عقد اخوّت بستى تا يكى روى به غزا آورده ، آن ديگرى مانده انتظام مهام ضروريّه او را در عهدهء خود گرفتى . در غزو تبوك « 1 » حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله ميان سعيد بن عبد الرحمن و ثعلبهء انصارى عقد اخوّت بسته بود و سعيد در ملازمت حضرت رسالت پناهى صلّى اللّه عليه و إله عازم جهاد شده ؛ ثعلبه تهيّهء اسباب معيشت اهل و عيال وى را به خود گرفته هر روز بيامدى و آب و هيزم و ساير ما يحتاج خانه سعيد مهيّا كردى . روزى بدان منزل آمد ، و زن سعيد كه سعادت ازلى او را در حجلهء عصمت پرورش داده بود از پس پرده جهت مهمّى با وى سخن مىگفت . ابليس در دكان وسوسه بگشاد و متاع غرور و فريب را در نظر ثعلبه جلوه داد كه ، مدّتى است كه از پس حجاب سخنى مىشنوى ؛ آخر نظرى كن تا ببينى كه در پس پرده چيست و گويندهء اين سخن كيست . ثعلبه به مكر شيطان مغرور شده ، نگاه كرد . زنى ديد در آن خانه ، با جمال تمام . ثعلبه از مشاهدهء حسن و جمال او بىقرار و پريشان روزگار شده ، پردهء آزرم از پيش برداشته ، به پس پرده درآمد و خواست كه چنگ مراد در دامن آرزو زند . زن گفت : « اى ثعلبه ! روا باشد كه سدّ حرمت برادر غازى « 2 » خود مىكنى ؟ او در راه خدا به غزا مشغول و تو اينجا قصد حرم او مىكنى ؟ » سخن آن عفيفه تيرى بود كه از كمان قضا به هدف سينهء ثعلبه آمد . نعرهاى زد و از خانه بيرون دويد و روى به صحرا نهاد و در پاى كوهى بر خاك افتاده ، چون مرغ
--> ( 1 ) . پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله از طريق افرادى كه به شام رفت و آمد مىكردند اطّلاعاتى مبنى بر آمادگى سپاه روم به فرماندهى هرقل ( هراكليوس ) براى حمله به مقرّ حكومت اسلامى دريافت داشتند ، لذا دستور بسيج عمومى صادر كردند . لشكركشى سنگين و پرزحمت حضرت رسول در سال نهم هجرى كه با كارشكنى منافقان همراه بود به نبرد ختم نشد ، چون سپاه روم مصلحت نديد در رزمگاه حاضر شود . رك : مغازى واقدى ، ج 3 ، صص 989 تا 1025 . ( 2 ) . مجاهد در راه خدا .